مدینه شهریست که پیامبر گرامی اسلام حکومت الهی خودرا در آنجا تشکیل داد حکومتی که مشابه آن در گذشته کمتر دیده شده بود رئوف ترین انسان در راس این حکومت نوپا قرار داشت در تاریخ از آن دوران به نیکی یاد میشود توقع بنده در ورود به آن دیار مشاهده روح معنویت باقیمانده از آن دوران بود اما افسوس که چنین نبود اگر چه 5روز بیشتر در آنشهر اقامت نداشتم وهوا هم بهاری بود وراه میان هتل وحرم کوتاه بود ومجلل ترین فروشگاهها نسبت به مکه در آنجا وجود داشت اما فضای مدینه غمبار بود ونمیخواستم در انجا بمانم شهری که برای من جز غم واندوه چیزی بهمراه نداشت رفتار ماموران سعودی برخلاخ مکه با زائران تند بود قبر پیامبر در یک فضای کوچک چون محبسی بیش نبود وغم انگیزترین وضع فضای بقیع بود که همه بدنبال گمشده ای بودند وتلاششان بجائی نمیرسید قبور شهدای احد وسایر مساجد معروف در محاصره ماموران بود باین خاطر مدینه خاطره خوبی برایم نداشت وشاید این غمبار بودن جو مدینه پس از رحلت پیامبر بزرگ اسلام وزیر پا قرار دادن سفارش ایشان در مورد اهل بیت و دفن شبانه بی نام ونشان بانوی بزرگ اسلام شادی از مدینه رخت بربست وتا حضور فرزند برومند ایشان واستقرار حکومت الهی در مدینه ادامه خواهد یافت بنظر بنده با شرایطی که دولت عربستان در آن شهر برقرار نموده صلاح در نرفتن به آن دیار است ومیتوان از این طریق اعتراض خودرا بوضع موجود نشان داد

مدینه غمبار است ودلهای مشتاق تا یافتن گمشده خود آرام نخواهند گرفت وستمی که بر اهل بیت وارد شد تا تاریخ برپاست زائران بیت الله الحرام را با غم و اندوه روانه کشورشان میکند من هم با دلی پر از غم از این سفر معنوی به کشورم باز گشتم

ضمیمه

در روزهای نخست سفر در هتل با دوستان خود گفتگو میکردیم یکی از دغدغه های آنان مسایل باز گشت ازسفربود آنان نگران چگونه برگزار کردن پذیرائی ازمهمانان ورفت وآمد آنان بودند هدایائی که میاورند وهدایائی که باید داده شود وتوقعات بعضی ها که براورده کردن انها سخت دشوار است بنابراین در طول این سفر همیشه  در رتق وفتق امور پس از بازگشت بودند اما من خدارا شکر میکردم که با توافقی که با همسرم شده بود همه مسایل با یک دیدار ساده چای وشیرینی وبدون تبادل هدایا تمام خواهد شد اما مشاهده دغدغه های زائران بی نوا همه توافقات را برباد داد وبنده نیز در گیر شدم اینک که 10 روز از برگشتمان میگذرد هنوز در کوران تشریفات پس از سفر قرار دارم در حالیکه هنوز خستگی سفر وعوارض آن از تنم خارج نشده است

یک پرسش عمده دارم کی میخواهیم از این امور دست وپا گیر خلاص شویم ؟نقش روحانیون ما چیست؟ رفتن برمنبر وطرح مسایل تکراری چه سودی برای جامعه مادارد؟ اگر توانستیم تغییری در رویه مردم خود بدهیم کاری کرده ایم والا آش همان وکاسه همان  چگونه میتوانیم بر تحریمهای دیگران پیروز شویم؟ خرید از بازار سعودی وایران وبجیب سرمایه دار چینی وکره ای خدمت به اسلام وکشور است؟ برگزاری مهمانیها با هزینه بالا در شرایط تحریم کشور بسود چه کسی است؟ متاسفانه صدا وسیما با آنهمه امکانات چه نقشی را در زدودن سنتهای غلط ودست وپا گیر داشته است؟ تازمانیکه اصرار برمستحبات داریم راه خلاصی از این مشکلات وجود ندارد همانگونه که درغرب یک درصد جامعه سوار بر 99درصد است بنظر بنده ایران اسلامی نیز در همان مسیر باشتاب حرکت میکند


تمامی حقوق مادی و معنوی " بررسی ونقد حج تمتع " برای " محمد علی به ابادی " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم بـه قــدرت "مهدی بلاگ